تبليغاتX
قاب شیشه ای

قاب شیشه ای

سلام و سلام بر حسین(ع)


سلام

گناه داشتی هکت نکردم

پسوردتو عوض کن

EHSAN . S &   ALIREZA . M

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

فقط به خاطر تو ا.......

تو به من خندیدی و ندانستی که من به چه دلهره

از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

خدایا بر جمال پاک محمد درود و رحمت بفرست

کودکی میمیرد...

مادری میگرید...

دست در حلقه در میخشکد...قلب در چشم ترم میشکند....    

تا کجا ناله کنم؟....تا کجا دست بر آرم به دعا؟!...

همه ی شهر من امروز به ویرانی خود مینگرد....         

همه ی چشم من امروز به رسوایی آن زورق خون...

تو اگر ناله من میشنوی... تو اگر بغض مرا میخوانی....

تو بگو... من که ندانم که گناهم به خدا بهر چه بود؟!...

خلیل

ss

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

در دل من

 در دل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور

مثل خواب دم صبح.

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه

دورها اوایی است که مرا می خواند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

  کاش ميشد لحظه ها را تازه کرد  *

*  قلب را از عشقها ديوانه کرد  *

*  کاش ميشد دست در دستان هم  *

*  درد و غم را خارج از اين خانه کرد *

*  کاش ميشد عشق را معنا کنيم  *

*  بعد آنرا هر زمان نجوا کنيم  *

*  کاش ميشد در حياط خانه مان  *

*  باغ را پر از گل مينا کنيم *

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

عشقولانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

سیاوش قمیشی عشقه

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

ss

مهربان ترين آدم دنيا: مادر
شيرين ترين لحظه زندگي: عيدي گرفتن يك بچه
بهترين دوست نوجواني: تنهايي
بهترين هديه ي جواني: نگاه
فتنه انگيزترين چيز توي زندگي: دروغ
بهتريم هديه دوران عاشقي: بوسه

ds

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

دلم

تو را من دوست می دارم

به شیدایی به شور عشق

به مجنون پرُ آوازه

به قطره قطره ی باران

به گلبرگ تر و تازه

به هر یادی که در خاطر

به یادت بسته شیرازه

به چشمانت که می دوزد

نگاهم را به دَروازه

تو را من دوست می دارم

نمی دانم، نمی دا نم چه اندازه

به گل هایی که می روید

بهاران در دل صحرا

به دشت سینه عاشق

که می سوزد زهجران ها

به سوگند دو دل با هم

که می بندند پیمان ها

به گرمایی که می بخشد

نگاهی بر دل شیدا

تو را من دوست می دارم

به آبی وسعت دریا

به اشک شوق دیداری

به پایان شب هجران

به مستی و صفای می

به شور و عشق بی پایان

به غوغای دل عاشق

به صبح وصل مشتاقان

به لحظه لحظه با یادت

که آرامش دهد بر جان

تو را من دوست می دارم

میان جمله ی خوبان

  تقدیم به عزیز تر از جان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   | 

زندگی رسم خویشاوندی است

زندگی بال و پری دارد به وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاغچه عادت از یاد من وتو برود

سهراب سپهری

 

(برای دیدن عکسی زیبا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت   توسط خلیل cyborg   |